سود آوری محتوا برای کارفرما

کالا تولید می شود تا فروخته شود. برندسازی، بازاریابی کالا، تبلیغات، تولید محتوا و … همه نیز در راستای فعل بیشتر به فروش رسیدن، عمل می کنند. حال که از برندسازی و مخاطب محتوا یا پرسونا گفتیم، اینک وقت آن است که به بررسی سودآوری محتوا بپردازیم. سوال اینجاست که یک نویسنده محتوا و تیم محتوایی چگونه باید عمل کند که کارفرما سود بیشتری ببرد؟

پوست در بازی محتوا، بازاریابی محتوایی بدون سود

در کتاب پوست در بازی، نسیم طالب به طور کلی به این امر اشاره می کند که مداخله گر یک پدیده باید در سود و زیان تغییرات آن شریک باشد. در غیر این صورت هزینه زیان این مداخله گری را دیگران به طرز سنگینی پرداخت می کنند. شاید بهترین مثال برای این اتفاق، تصمیمات برخی سیاستمداران باشد. مثال خود کتاب به دخالت های ناتو یا جهان غرب در براندازی حکومت های دیکتاتوری شرقی یا آفریقایی اشاره می کند. واشنگتن و ناتو روزی تصمیم می گیرند از مخالفان رهبر لیبی حمایت کنند ولی بعد از سرگونی و آشوب در آن مملکت به سرزمین های خود بازمی گردند.  تیم تولید کننده محتوا نیز نباید مانند برخی سیاستمداران عمل کند، یعنی در پدیده ای تاثیربگذارد ولی در نهایت میدان عمل را رها کند. باید به نحوی کار کند که کارفرما سود ببرد. برای تحقق این امر به مانند اصطلاح کتاب باید پوست خود را به زیر تیغ بازی ببرد. یا به اصطلاح ما ایرانی ها باید بلند شده و به میان گود بیاید!

هزینه تبلیغات با سود باز خواهد گشت

در حقیقت تیم محتوا باید حتما مانند یک مدیر بازرگانی قدرتمند در سود و زیان کارفرمای خود شریک باشد. این به نفع خود شرکت تولید محتوا هم خواهد بود. اگر محتوای آنها سبب رشد و سود شرکت و کارفرما شد آنها نیز بیشتر دیده می شوند در غیر اینصورت کم کم مشتریان خود را از دست می دهند و از صحنه رقابت حذف می شوند. در واقع اگر ما به عنوان گروه تبلیغ کننده بگوییم با فروش کاری نداریم، در بلند مدت نه تنها به شرکت تبلیغاتی و تولید کننده محتوا که به کل صنعت آسیب زده ایم.

جان وانامیکر

پس به قول جان وانامیکر نباید عدم قطعیت ایجاد کرد و باید دید که چه بخش تبلیغات و فعالیت سود بخشی بیشتری دارد.اما وانامیکر کیست؟ و چرا صحبت های او در عرصه تبلیغات اهمیت دارد؟ جان وانامیکر متولد 1838در فیلادلفیای آمریکا خرده فروشی بود که از 14 سالگی شروع به کار کرد و به هنگام مرگ در 1922 تاجری بود که جزء اولین بنیانگذاران فروشگاه های بزرگ و چند منظوره محسوب می شد. او که از خرده فروشی کوچک به صاحب کسب و کار و دارنده فروشگاه های بزرگ تبدیل شد اولین فردی بود که به تبلیغات به طور ویژه اهمیت داد. وی چندین صفحه و نیم صفحه را در روزنامه های قدیمی و سیاه سفید زمان خود میخرید تا تبلیغات شرکت و کسب و کار خود را در آنجا قرار دهد. بخشی از صحبت های او به عنوان فردی که در دنیای تجارت و تبلیغات در قرون 19 و 20 تاثیرگذار بوده است در سایت های مختلفی چون Forbes دیده می شود. می‌گویند وانامیکر معتقد بود هزینه های زیادی برای تبلیغات صرف می شود و نیمی از سرمایه‌گذاری برای تبلیغات خرج می شود. سوالوانامیکر این بود که کدام نیمه پول برای تبلیغات خرج خواهد شد؟ آیا ما با سود خود به تبلیغات می پردازیم و آیا این همچنان برای ما سود آورتر می شود یا نه؟ او اما همچنان به تبلیغات معتقد بود. شاید به همین دلیل برخی شرکت های تبلیغاتی از همین رویکرد فرد تاثیرگذاری چون وانامیکر سوء استفاده می کنند و خود را در قبال تبلیغات مسئول نمیدانند.

به هر حال کار بررسی سودآوری بازاریابی امروز آسانتر شده است. پاسخ به پرسشی که وانامیکر در حوزه تبلیغات ایجاد کرد امروزه به کمک  ابزارهای شاخص کلیدی عملکرد یا kpi قابل بررسی است.  خوشبختانه هر حوزه و شرایط کاری نیز ابزارهای مختلف خود را برای اندازه گیری این شاخص دارد.  تیم راه‌برد نیز با بررسی و کاوش kpi بازاریابی محتوایی و همچنین کاوش در بازار محصول، دقت در انتخاب مخاطب و پرسونا و در نظر گرفتن دیدگاه‌ها و سوالات آنها به دیده شدن و سود آوری محتوا برای کارفرما اهمیت می دهد و پوست خود را زیر تیغ بازی بازاریابی محتوایی می‌بیند. اما تعریف درست kpiدر بازاریابی محتوایی چیست؟

 

kpi در بازاریابی محتوایی چیست؟

در همه مشاغل kpiشاخصی است که روند رشد و پیشرفت یک کار را به ما نشان می دهد. در بازاریابی محتوایی این شاخص کمک می کند تا ما متوجه شویم که چقدر محتوای ما مفید است و تا چه میزان مورد توجه مخاطبان که بخشی از آنها مشتریان واقعی هستند بوده است. یعنی رفتار مخاطبان نسبت به محتوای تولیدی ما چگونه بوده است؟! در تیم تولید محتوا باید گروهی باشد که شاخص کلیدی عملکرد یا kpi را رصد کند. به کمک ابزارهای قابل بررسی در kpiبازاریابی محتوایی، این امر میسر است. در یک دسته بندی کلی عواملی که می توان به کمک آن kpi محتوای دیجیتال را سنجید به سه دسته کلی ترافیک سایت، درگیری یا حضور در سایت و نظرات تقسیم بندی می شود. این موارد با توجه به آن که بارگذاریمحتوا در محیط های مختلف از فیسبوک گرفته تا سایت فروشگاهی و لینکدین می تواند متفاوت باشند به این شکل کلی دسته بندی شدند.اما در کل، ابزارهای بررسی شاخص کلیدی عملکرد یا همان kpiدر بازاریابی محتوایی به 16ابزار تقسیم می شوند که بسته به محیط محتوایی، اندکی با یکدیگر متفاوتند.

مخاطبان ایجاد کننده ترافیک سایت!

دسته اول که منسوب به ترافیک سایت است به  بررسی حجم ترافیکی که به سایت شما مراجعه می کند می پردازد. این ترافیک خوانندگان جدید، ببیندگانی که باز هم به سایت شما باز گشته اند و مخاطبان وفادار را شامل می شوند. مثال خوانندگان وفادار در محیط هایی چون اینستاگرام و فیسبوک کسانی هستند که صفحات شما را دنبال می کنند و به دوستان همیشگی شما پیوسته اند. بررسی ماهانه رفت و آمد مخاطبان در اتوبانی به نام سایت شما به خوبی میزان موفقیت محتوایی شما را نشان می دهد. یک نمونه خوب در این حوزه که توانسته با محتوای مفید و بررسی نیازهای مخاطب ترافیک و بازدید سایت خود را افزایش دهد، شرکت buffer است که دقیقا در زمینه تولید محتوا به شرکت های دیگر خدمات می دهد.این شرکت بازاریابی محتوایی را با بلاگ نویسی شروع کرد. کیفیت محتوای این شرکت آنقدر بالا بود که سبب افزایش ترافیک سایت آنها و اشتراک گذاری مطالب آنها در جاهای دیگر شد. هم اینک بافر وبلاگی بسیار پربازدید و  میلیون ها دنبال کننده در شبکه های اجتماعی دارد که مطالب آن را بازدید می کنند.در کل تعداد بازدیدکنندگان، فالوورها، میزان کلیک روی لینک ها و محتواهای تصویری ویدیویی، نرخ تبدیل بازدید کننده عادی به یک فالوور دائمی و نرخ باز کردن ایمیل شرکت شما توسط مخاطب در دسته اول می گنجند.

(مقاله: چگونه با kpiایمیلی به کمک مخاطبان برویم)

گردش مخاطب در فضای محتوا

دسته دوم، درگیری و مشغولیت مخاطب در سایت یا محیط بارگذاری محتوای شماست. این امر  به طور خلاصه به سه مساله مدت زمان حضور مخاطب در صفحه، گردش او در کل سایت و نرخ پرش می پردازد. ابتدا با نرخ پرش شروع می کنیم. با بررسی نرخ پرش تیم محتوا می تواند پی ببرد که چه درصدی از مخاطبان به سایت شما وارد شده و بدون آنکه به صفحه یا مطلب دیگری مراجعه کنند از سایت شما خارج می شوند. زمان حضور مخاطب در صفحه و سایت  با میزان اسکرول کردن در ارتباط است. چه میزان مخاطب شما محتوای شما را بالا پایین کرده و مورد بررسی قرار داده است؟ حضور مخاطب در صفحات و درگیری ذهنی آنها با محتوای شما با ابزارهای اندازه گیری دیگری که به بررسی تعداد دانلود، ذخیره محتوا، به اشتراک گذاری در محیط هایی مانند اینستاگرام، منابع ترافیکی که به فضای محتوایی شما سرازیر می شوند و تعداد پست ها و مطالب شما قابل بررسی هستند. برای مثال واضح است که وقتی مطلبی در محیط توئیتر یا اینستاگرام بالای 10000 مرتبه بازنشر می شود برای مخاطبان جایگاه ویژه ای پیدا کرده است. اما در این میان استفاده پیچیده از فضاهای گوناگون برای مراجعه مخاطبان نیز اهمیت دارد. برای نمونه چند درصد از مخاطبان شما از فیسبوک به اینستاگرام یا از سایت شما به لینکدین‌تان در حرکتند. یکی از شرکت های موفق در این زمینه شرکت معروف تولید ساعت سوییسیرولکس است. فالورهای رولکس در اینستاگرام 7میلیون نفر و در فیسبوک از 6 میلیون نفر بیشتر هستند. این میزان علاقمند نشان می دهد که این شرکت میان منابع و فضاهای مختلف محتوایی برای مخاطبان خود یک پل موفق ایجاد کرده است. شرکت دیگر موسسه Intrepid Travel است که با ایجاد ارتباط موثر با مخاطبان خود جامعه ای نیم میلیونی از علاقمندان را در فیسبوک گرده آورده است. البته همین جامعه در فضاهای دیگر چون اینستاگرام به شدت در ارتباط با این شرکت فعالند و در زمینه سفر و معرفی مکان های دیدنی و ماجراجویی های مسافران مطلب به اشتراک می گذارند. نمونه وطنی  چنین سایت هایی در کشور خودمان سایت lastsecond است که دقیقا در زمینه سفر و هتل فعالیت دارد. مخاطبان این سایت می توانند تجارب خود در زمینه سفر و ماجراجویی ها را به اشتراک بگذارند. هم اینک این سایت در اینستا بیش از 500 هزار دنبال کننده دارد و در آپارات که تقریبا نسخه ایرانی یوتیوب است بیش از هزار علاقمند ویدوهایاین سایت را دنبال می کنند و گاهی پیش از دنبال کنندگانویدئوها دیده می شود.

(مقاله ارتباط موثر با مخاطب چگونه میسر است؟)

گوش ها را برای شنیدن نظرات تیز کنید

دسته سوم که به نظرات مخاطبان می پردازد یکی از قدرتمندترین ابزارهاست. این ابزار باید به کمک تیم محتوایی که مشتاق سود آوری محتوا برای کارفرما استمورد نکته سنجی بیشتری قرار گیرد و جالب آنکه بسیاری از سایت های بررسی kpi محتوایی به آن کمتر پرداخته اند. شاید یک دلیل آن این باشد که بیشتر مواردی که تا الان گفته شد با کمک نرم‌افزارها یا ابزارهایی چون گوگل آنالیتیکز و گوگل سرچ کنسول قابل اندازه گیری هستند ولی بررسی نظرات مخاطبان بیشتر به بررسی مستقیم نیروی انسانی همچون افرادی مانندمدیرسایت نیاز دارد. تعداد نظرات و بیان دیدگاه‌های مثبت و منفی افراد، شاخصی است که می تواند درگیری و احساس مخاطبان شما را در قبال یک محتوا نشان دهد و گویای آن است که چرا گاهی یک محتوا می تواند در جهان به کمک مخاطبان خود به اصطلاح ترند یا جریان ساز شود. به  زبان ساده تر محتوایی که از سایت شما بیرون آمده،مرزهای کشورها را بدون ویزا در می نوردد، نقل هر محفلی شود و حتی اخبار نیز به آن می‌پردازد. این موارد را دست کم نگیرد زیرا در جامعه کوچک و در هم تنیده انسانی ما این پدید بارها رخ داده است. تنها کافی است به میزان ریتویت های اول جهان نگاهی بی اندازید که با زبانی غیر از زبان انگلیسی نوشته می شود اما کمتر از24 ساعت اخبار CNN نیز به آن اشاره می کند.

(مقاله: معرفی نرم افزارهای اندازه گیری شاخص عملکرد گوگل سرچ کنسول و گوگل آنالیتیکز)

سود آوریی محتوا در گرو شراکت

اما تمام این مطالب در زیر مجموعه kpiبازاریابی محتوایی و داستان کتاب پوست زیر بازی بیان شده تا به سود آوری محتوایی برسیم. در اینجاست که تیم محتوا کاملا خود را شریک سایت یا گروهی می کند که قرار است با آنها همکاری داشته باشد. تیم محتوا می تواند در قرار دادی ذکر کند که برای دوره یک ماهه ما فالوورهای یا مخاطبان وفاداراینستا، لینکدین یا فیسبوک شما را به هزار نفر می رساند و اگر بعد از گذشت یک ماه فالورها افزایش پیدا نکردند درصدی از پول پرداختی پروژه را باز گرداند.

 یا در موردی دیگر تیم بیان می کند که با توانایی ارتباط با مشتری و مخاطبان، میزان نرخ پرش را کم کرده و بازدیدکنندگان سایت را به طور قابل ملاحظه ای افزایش داده و در نتیجه فروش محصولات را طی یک سال مثلا ۳۰درصد افزایش می دهد. در غیر اینصورت به شرکت مبلغی را به عنوان ضرر پرداخت می کند. یا اگر درصد فروش بالاتر رفت در سود شرکت شریک می شود. مثال هایی این چنینی میزان مشارکت تنگاتنگ با کارفرما را برای تیم تولید محتوا نشان می دهد و از اهمیت شراکت و مسئولیت پذیری تیم بازاریابی محتوایی پرده بر میدارد. البته این را هم در نظر داشته باشید که بررسی و میزان درصد فالوورها، ترافیک سایت و بسیاری از مطالبی که از نظر گذشت به محیط شما و عرصه فعالیت شرکت نیز باز می گردد. برای مثال امکان رشد و ارتباط با مخاطب یک مجله علمی با مشتریانش از طریق سایت شاید بیشتر میسرشود تا یک شرکت جواهر فروشی که می تواند عکس ها و محتوای خود را در اینستاگرام و لینکدین به مخاطبان عرضه کند. همچنین به طور کلی ممکن است مخاطبان خاص یک مجله علمی در کل بسیار کمتر از حوزه های عمومی تر باشند.

اعتباری شیرین، اعتمادی سود آور

در بررسی های به عمل آمده در سالهای اخیر دیده شده است که خریداران بر اساس اعتبار و اعتماد یک سایت به سراغ آن می روند.

خوشبختانه هم اعتبار و هم اعتماد را می توان بر اساس یک محتوای مفید برای مردم ایجاد کرد. برای مثال صادقانه نوشتن در مورد یک محصول اهمیت زیادی دارد. یکی از بهترین کارها برای ایجاد صداقت و حس اعتماد، پاسخ دقیق به سوالاتی است که مخاطبان محصول در جستجوی آن هستند. ما باید اطلاعات خود را رایگان و ساده در اختیار مخاطب قرار دهیم و برای آن برنامه ریزی داشته باشیم. در نهایت همین ایجاد اعتماد و اعتبار نیز برای کارفرما سود آور خواهد بود.

یک نمونه این مطلب شاید سایت دیجیکالاباشد. برای مثال صحت اطلاعاتی که در مورد محصولی چون عطر، اصل یا فرع بودن، ادوپرفیوم یا پرفیوم و…سایز، اندازه رنگ، و… می گذارد، در کنار تحویل به موقع کالا به مرور برای همه اثبات شده است. و اعتماد خریداران و مراجعه کنندگان به سایت را در طی سالها افزایش داده است. یک نمونه عکس این مطلب که در پاسخگوی به  مشتریان نمره بالایی نگرفته است سایت موفقikea فروشنده لوازم منزل در یکی از کشورهای اسکاندیناوی، سوئد، است. ما از آن جهت می گویم موفق چون فروش این سایت و همچنان مخاطبان آن زیاد است اما در سایت های بررسی نظرات مخاطبان نمره بالایی ندارد.

برای نمونه در سایت trustpilot که به بررسی و مرور کردن سایت ها از نقطه نظر خریداران می پردازد این سایت بعد از اشتراک گذاری بیش از 14 هزار نفر نمره نه چندان مناسب 1.5 را گرفته است. در کل نیز افراد از میزان پاسخگویی، حمل نامناسب و تطابق نداشتن برخی اطلاعات و موجودی های سایت با حقایق چندان خشنود نبودند. البته چنین نکته ای در مورد شرکت عظیمی چون ایکیا که مشتریان میلیونی در سراسر جهان دارد، قابل بحث و بررسی بسیار است. این مطلب را نیز در نظر داشته باشید که سرعت زندگی در کشورهای مانند آمریکای شمالی یا حتی کشور اروپایی مانند آلمان که در قاره زادگاه ایکیا قرار دارد، با یکدیگر فرق می کند و یا ممکن است برخی تعاریف از آلرژی، نرمی و ضخامت محصول از قاره آسیا تا آمریکا با یکدیگر تفاوت داشته باشد. درنتیجه اطلاعاتی که یک سفید پوست سوئدی در سایت خود برای محصولش قرار می دهد ممکن است با برداشت یک زرد پوست چینی در تضاد باشد. یا دو هفته زمان تحویل و پاسخگویی به مشتری برای یک نیویورکی زمان زیادی باشد. این مطلب دقیقا بازار رقابتی فروش آنلاین و جهان گسترده آن را نیز نمایان می کند.

اطلاعاتی که اعتماد می آورند

یک مساله پر اهمیت در جامعه امروزی ما این است که انسان ها از پیر تا جوان بیشتر از گذشته به دنبال اطلاعات می گردند. برای همین آنها نظرات، دیدگاه کاربران درباره دو محصول را می خوانند و مقایسه می کنند. اما اطلاعات را باید بدست آورد در حالیکه بازاریابی به دنبال افراد می آید. جمله قبل به این معناست که وقتی ما انسان ها خود در جستجوی اطلاعات هستیم و آن را بدست می آوریم بیشتر به آن اعتماد داریم تا بازاریابی که خود به سراغ ما می آید.

یعنی امروز شاید ما با تبلیغات رادیو، تلویزیون، بنرها یا تبلیغات تلفنی، که به نوعی بازاریابی هستند،  ترغیب به تهیه محصولی شویم. اما وقتی خود محصولی را می خواهیم و در مورد آن جستجوه کرده و به گردآوری اطلاعات همت گماشتیم، بیشتر مصمم می شویم تا آن را تهیه کنیم. این را هم از یاد نبرید که شاید در گذشته برای تهیه محصول مشتریان به طور شفاهی از چند آشنا یا خود فروشنده اطلاعات می گرفتند. اما امروز خریداران پیش از خرید محصولی حتما سری به دنیای اطلاعاتی اینترنت می زنند! برای نمونه اگر فرد بخواهد کفش کوهنوردی تهیه کند تنها تبلیغات شما در سایت های دیگر تاثیر گذار نخواهد بود بلکه اطلاعات درست و وسیعی که برای توضیح محصول انواع کفش کوهنوردی، بایدهانبایدها و پاسخگویی به سوالات مشتریان در اختیار آنها قرار می گیرد، ترغیب کننده خواهد بود. پس سایت شما باید محلی برای ارتباط موثر با مشتریان و مخاطبان باشد و با تولید محتوا پاسخگوی سوالات آنها شود.

ست گادین که برخی او را پادشاه قلمرو بازاریابی می دانند در مصاحبه ای با مجله فوربزForbes می گوید: انسان بودن امروز به معنای فراموش کردن چیزی است که خود به دنبال آن است، انسان بودن همدلی و یافتن چیزی است که دیگران به دنبال آن هستند.

او همچنین بیان می کند که : چرا مردم باید به برند من اهمیت بدهند؟ آنها به خودشان اهمیت می دهند و این یعنی آنکه تازمانی که برند من مسائل مورد اهمیت مردم را پاسخ می دهد آنها با خوشحالی آن را می پذیرند. همه مطالب گادین به معنای آن است که اطلاع رسانی در باب آنچه که مردم به دنبال آن هستند چقدر اهمیت دارد. همچنین اگر شما زودتر از دیگران به سوالات و گره های مخاطبان دسترسی پیدا کنید و زودتر از دیگران برای آنها پاسخی داشته باشید در بازار رقابت پیشتاز خواهید بود.

 یک مثال موفق در این زمینه سایت انجمن بازنشستگان آمریکا AARP است. این موسسه چنان تعاملی با مخاطبان خود برقرار می کند که مدام در جستجوی پاسخ دهی به مشکلات مخاطبان و خانواده آنهاست. به طوری که مجلات الکترونیکی و سایت آنها یکی از پر بازدیدترین و پر فروش ترین مجلات در میان کاربران اینترنت است. حتی در دنیای دیجیتال امروز، مجلات کاغذی آنها برای 22 میلیون خانواده آمریکایی فرستاده می شود.

جاذبه ای به نام خلاقیت

گادین معتقد است رمز موفقیت یک ایده تاثیرگذار بودن آن است واگر مردم ایده ای را بپسندند  خود برای آن اطلاع رسانی و  تبلیغ می کنند. صحبت های اینگونه او در کتاب مهره حیاتی آمده است و نقل قولی با این مضمون نیز در آن دیده می شود: ” تنها راه چاره که شما را به یک نمونه ضروری [ برای هر شرکت یا کاری] تبدیل می کند، متفاوت بودن است”. در کنار اینها جمله جالب او نیز که در کتاب گاوبنفشآمده، تامل برانگیز است که می‌گوید” از تبلیغات دست بردارید، به نوآوری بپردازید” .

تمام این نکات به معنای آن است که تیم محتوا باید خلاق باشد، باید پاسخگو سوالاتی باشد که در یک حوزه بارها به وسیله مخاطبان مورد جستجو قرار می گیرد و از همه مهمتر پاسخ ها را به گونه ای جذاب و صادقانه در اختیار مردم قرار دهد. نوآوری، متفاوت بودن و موضوعی برای صحبت های مردمی شدن همگی نیازمند خلاقیتی فراتر از آنچه هست که در اطراف خود می بینیم.

مثالی از خلاقیت شرکت Old Spiceاست که در زمینه وسایل بهداشتی آقایان مانند شامپو، مامرول و… فعالیت دارد. محتوای ویدیوییو تصویری این شرکت چنان خلاقانه جامعه مخاطبین را هدف قرار داده بود که بدون ذکر نامی از برند خود در این ویدیوها، مخاطبین بسیاری را جذب کرد و در واقع مخاطبین، مشتاق یافتن خالقان و شرکت تولید کننده این محتوای تصویری شدند. هر چند تبلیغات آنها در جاهایی  با نام عجیب و غریب نامیده شدند اما در عین کوتاه بودند آنقدر جذابیت ایجاد کردند که در مدت کوتاهی بارها در سایتی چون یوتیوپ دست به دست چرخیده و دیده شدند.

یافتن راز دل مشتری

یکی دیگر از راه‌های یافتن گره‌ها و سوالات مخاطبین و در نتیجه تولید محتوای سودمند برای کارفرما، یافتن کلیدواژه هایی است که مخاطبان یک حوزه آنها را زیاد جستجو می کنند. یافتن این واژگان می تواند نشان دهد که مخاطبان آن حوزه کجا مشکل دارند یا در جستجوی چه اطلاعاتی هستند. برای مثال اگر در صنعت چمن مصنوعی به کلید واژه هایی چون چمن مصنوعی _ سلامت، چمن مصنوعی _ خطرات آن، برخوردیم، می توانیم پی ببریم که یک بلاگ یا تولید محتوایی در سایت ما با عنوان «چمن مصنوعی و بهداشت و سلامت» احتمالا زیاد دیده خواهد شد، چرا که نیاز جامعه مخاطبین این محصول است و در مورد آن اطلاعاتی را در اختیار مخاطب قرار می دهد.

سودآوری محتوا با جادوی پیش گویی!

اما مطلب بعدی آینده پژوهی و بررسی احتمالات بازار است. ما در امر تبلیغات و بازاریابی باید آینده نگر باشیم تا به کارفرما سود برسانیم. خوشبختانه ما در زمانی به سر می بریم که عقبه انسان آنقدر طولانی شده است که بر اساس برخی رفتارها بتوانیم الگوهایی را پیش بینی کنیم. در امر کسب و کار یا تجارت نیزهیچ برندی دوست ندارد که رقبا زودتر از آنها به نیازهای مخاطبین پی ببرند. آینده پژوهی نیز در واقع تلاش هایی است که به کمک تجزیه و تحلیل منابع، الگوها و عوامل دارای ثبات ومتغییرها به پیش بینی آینده ای بالقوه و برنامه ریزی برای آن می پردازد. در این حالت شما به کمک تغییرات حال به واقعیتی  که در فردا حضور خواهد داشت، پی می برید. به این وسیله نیز می توان با کمک رفتارهای رو به رشد، نیازهایی که در آینده برای مخاطبان ایجاد می‌شود را کشف کرد.به‌قول ست گادین حتی یک قدم جلوتر بودن از رقبا برای پاسخ دادن به سوالات مشتریان می تواند برای شما سود آور باشد.

 مثال این پدیده علاقه ای است که مخاطبان به تجمل گرایی و شخصی سازی یا فرد گرایی نشان می دهند. در واقع در فضای زندگی ما که فرد گرایی هر روز رو به رشد است، قطعا برندهایی که این مطلب را زودتر کشف کردند، مخاطبین بیشتری جمع کرده و سود بیشتری داشته اند. حال فکر کنید در فضای امروز که شخصی سازی برند حتی اجازه می دهد شما کتانی آدیداس یا پیتزای خودتان را طراحی کرده یا بپزید و از شرکت تحویل بگیرید، محصولی  به سادگی یا یکسان بودن تمام کالاهای خود افتخار کند! نمونه جالب این شخصی سازی فعالیت شرکت کوکاکولا در استرالیاست که از ۱۵۰اسم بر روی بطری های خود استفاده کرد و مردم را تشویق کرد تا کوکاکولای خود را در دیگر شبکه های اجتماعی با مردم به اشتراک بگذارند. همین امر در یک فصل فروش این شرکت را تا ۲۵۰میلیون بطری افزایش داد.مثال دیگر در این زمینه شرکت کتانی برند نایکی است. جالب است که شما می توانید در سایت این شرکت کفش خود را کاملا به طریقی شخصی و منحصر به فردطراحی کنید. این سایت این قابلیت را برای شما ایجاد می کند که رنگ، مدل و محل قرار گیری لوگو بر روی کتانی را خود انتخاب کنید. همچنین می توانید واژگان و جملاتی را نیز برحسب سلیقه بر روی کتانی خود طراحی کنید. می بینید؟! اینگونه شما یک کتانی از برند نایکی اما با ویژگی های شخصی و کاملا مخصوص به خود خواهید داشت که هیچ نمونه دومی در جهان ندارد!

پیشبینی بودجه تولید محتوا گامی مهم در برندسازی محتوایی

اما برای سودآوری محتواباید نگاهی به بودجه بندی کارفرما و آینده کار تولید محتوا برای کسب و کار هم داشته باشیم.

دکترفرزادمقدم در کتاب برندسازی در هفت گام خود به خوبی در گام هفتم به این مطلب می‌پردازد که باید در آمد خالص، بودجه توزیع  و ترویج فروش، بودجه روابط عمومی و تبلیغات و در نهایت سود خالصی که انتظار داریم باید برای پیش بینی بودجه محاسبه و در نظر گرفته شود.

همچنین هزینه کمپین بازاریابی محتوایی شامل بررسی بازار، طراحی ایده تبلیغات پیام و رسانه باید بررسی شود. تیم تولید محتوا می‌توانداین هزینه ها را گردآوری کرده و هر ماه یا در بازه های زمانی دو، چهار یا شش ماهه آنها محاسبه کند. در نتیجه تیم راحت تر “به آنچه که انتظار داشتند و پیش بینی می شد” و “آنچه که در نهایت دریافت کرده اند”،خواهند رسید.

 با این برنامه می توانند دلایل اختلاف محاسبات را پیدا کرده و به رفع اختلاف محاسباتی پرداخت تا رفته رفته به هدف مالی و سود دهی محتوا برای کارفرما نزدیک شد.

البته این را هم در نظر داشته باشید که در ماه های اول کاربرندسازی محتوایی، شاید شاهد سود اندک یا ضرر باشید. زیرا در ابتدای راه هزینه هایی چون ترویج فروش برای مشتری، کانال های توزیع کالا و کمپین تبلیغاتی بیشتر از سالهای آتی است و در سالهای بعد که برند با موفقیت در بازار جا افتاد است، این هزینه ها کاهش می یابد.

حرف آخر اینکه سودآوری محتوا در محدوده وظایف تیم محتوا قرار دارد. گرچه لزوما سودآوری مالی نیست و ممکن است فعالیت بازاریابی محتوایی به برندآگاهی و معروف شدن برند شما منجر شود اما اگر بدون هیچ نگاهی به سودآوری محتوا برای کارفرما کاری شروع شود به بی‌راههمی‌رود.

ما در راه‌بردمی‌نویسیمتا کسب و کارها و برندها رونق بگیرند، دیده شوند و سود کنند. در این امر نیز به میان گود آمده و خود را تماما در بازی سود و زیان شریک می دانیم.

برخی منابع:

https://reports.wpp.com/annualreports/2013/what-we-think/why-its-time-to-say-goodbye-to-ikthtmisoaiw/

https://www.b2bmarketing.net/en-gb/resources/blog/half-money-i-spend-advertising-wasted-trouble-i-dont-know-which-half

https://neilpatel.com/blog/41-factors-influence-websites-credibility/-

https://www.reviews.io/company-reviews/store/ikea

https://www.trustpilot.com/review/www.ikea.com

https://www.hissingkitty.com/complaints-department/ikeaوreview.com

https://bettermarketing.pub/the-campaign-that-saved-old-spice-d925bed9aee8

https://www.business2community.com/marketing/old-spice-continues-dominate-viral-marketing-

    پاسخ دهید

    پست الکترونیک شما نمایش داده نخواهد شد. فیلدهای الزامی علامتگذاری شده اند.*